ابراهيم عاملي ( موثق )

404

تفسير عاملي ( فارسي )

است و مصلحت جنگ و كار مرموز بزرگى نبوده است كه پيغمبر بر خطا برود و گناه كند . تفسير حسينى نوشته است : دعاء له است ، حقّ سبحانه پيغمبر خود را مىگويد : عفو كناد خداى از تو و عادت مردمى باشد كه كسى را به عفو و رحمت و مغفرت ياد كنند بىوقوع خطاى از وى چنان كه مثلا يكى تشنه را آب مىدهد و او مىگويد « غفر اللَّه لك » يا در جواب « عاطس » آنكه عطسه مىزند ، حامد مىگويد « يرحمك اللَّه » . « وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدِينَ » 46 مجمع يعنى با زنها و بچه ها در جاى بمانيد . ممكن است گوينده ى اين سخن به منافقين ياران خودشان باشند كه آنها را نصيحت كردند و گفتند بمانيد و به مسلمين كمك نكنيد ، و ممكن است سخن پيغمبر باشد يا به صورت تعرّض و تهديد كه اكنون مانند زن و بچه در خانه بمانيد تا آينده تكليف شما معلوم شود و يا از نظر ارفاق به آنها بوده است كه اين طور اجازه مورد تعرض شده است به جمله ى « لِمَ أَذِنْتَ » . « وَلأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ » 47 مجمع : يعنى شتاب مىكردند در سخن چينى و افساد ميان شما ، بعضى گفته‌اند : يعنى شتر خود را به سرعت در ميان شما مىبردند تا بتوانند در وسط هر دو نفر وارد شوند و ناشايست و ناروا بگويند . ابو الفتوح نوشته : و در ميان شما اسراع كنند و اين كنايت باشد از نميمه و سعى به فساد . كشاف زمخشرى : ابن زبير « ارقصوا » با راء و قاف خوانده است كه از رقص به معنى سرعت حركت شتر باشد . و بعضى « اوفضوا » خوانده‌اند ، و چون در كشّاف اين جمله چنين نوشته شده است « و لا اوضعوا » كه يك الف علاوه است بر آنچه در قرآنها و ديگر كتب تفسير است زمخشرى نوشته است : اگر اعتراض شود كه چرا در قرآن يك الف زياد نوشته شده است ؟ جواب اين است كه زبر و صداى بالا را در خطَّ قديم پيش از خطَّ عربى به صورت الف مىنوشته‌اند ، و چون اختراع خطَّ عربى نزديك به نزول قرآن بود و هنوز صورت آن خطَّ از خاطره ها نرفته بود ، وقت